آخرین اخبار :
کد خبر : 23959 دوشنبه 29 ارديبهشت 1399 محیط زیست
ممانعت استانداری سمنان از ورود اداره های"محیط زیست"و "منابع طبیعی" و"امورآب" به موضوع

ادامه معدنکاوی در شاهوار بدون عمل به تعهدها از سوی مجری، غیرقانونی است

معدن بوکسیت تاش" در منطقه کوهستانی شاهوار، مهم ترین کانون آبساز البرز شرقی، مدتی با اعتراض ها و تلاش های شهروندان، مسوولان و کنشگران شاهرود تعطیل شد و فعالیت مجدد آن منوط به انجام 14 تعهد اعلام شد. حالا زمزمه های فعالیت دوباره آن به گوش می رسد. این درحالی است که نامه ای محرمانه از استانداری سمنان، دو متولی طبیعت شاهوار یعنی ادارات کل "حفاظت محیط زیست" و "منابع طبیعی" را از ورود به موضوع نهی کرده است.

الهه موسوی: دامنه های شاهوار را رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به 300 متری قله؛ از جاده ای با یک خودرو که مثل یک مارپله، ما را به نزدیک خط الراس رساند. جاده ای که معلوم نیست با کدام مجوز سر از قله شاهوار درآورده است. راستی آیا کسی می تواند در دامنه دماوند جاده بزند و فعالیت معدنی کند؟ شاهوار خود یک دماوند در البرز شرقی است؛ مهم ترین کانون آبساز در منطقه ای خشک؛ جایی که آب، کیمیاست و آنقدر خشک است که عده ای را به فکر انتقال آب از خزر با صرف تریلیاردها تومان بودجه و خرابی های بسیار واداشته است؛ حالا بسیاری از بخش های این کانون آبساز، به خاطر معدن کاوی و برای استخراج بوکسیت، زیر و رو شده و قرار است باز هم ادامه یابد.

با تلاش شهروندان، مسوولان و فعالان شاهرود، این معدن مدتی تعطیل شده است؛ اما با اینهمه برخی اصرار دارند "معدن بوکسیت تاش" دوباره راه اندازی شود؛ چرا؟ چون بوکسیتش ناب است و درجه یک و سودآوری بالایی برای صاحبان معدن و حتی اقتصاد کشور دارد. پس زندگی و آب و نفس مردم در این میان چه ارزشی دارد؟ شاید هیچ؛ مثل تمام فعالان اقتصادی در سراسر دنیا، معدن کاوان به این نکته اساسا فکر نمی کنند. اما اینکه نقش دولت ها چه می شود و مجوزها چرا از سوی متولی صادر شده ؟! مجوزهایی که برخی اساسا وجود خارجی ندارند. اینکه چه نهاد و ارگانی باید یقه مسوولان "سازمان جنگل ها،مراتع وآبخیزداری" و نیز "سازمان حفاظت محیط زیست" را برای این اهمال بگیرد و آنها را برای این فعالیت ها در قلب کوهستان و زیستگاه حیات وحش، بازخواست کند خود نکته ای دیگر است.

رییس بهره برداری معادن تاش و گانو استان سمنان اما ضمن قبول قانون شکنی ها از سوی مدیران پیشین معدن، به اسکان می گوید قبول دارد که این پروژه، توجهی به محیط زیست و قوانین معدنکاوی نکرده است؛ اما او سعی دارد اشتباه های آنها را اصلاح کند.



اما چگونه؟! خودش می گوید با اجرای عملیات آبخیزداری، کاشت نهال های ارس، احداث بندهای سنگ وملاتی و سایر اقدامات پیشگیرانه؛ اما اینکه اکوسیستمی را که طی میلیون ها سال پدید آمده و اکنون بسیاری از بخش های آن زیر ورو و ویران شده را چگونه می توان به راحتی احیا کرد خود داستانی است سرشار از ابهام و تحیر و ناکامی!

عمل نکردن به تعهدات

امیرحسین ولیان دبیر تشکل‌های زیست‌ محیطی شاهرود در اینباره می گوید:« چند سالی است که مردم شاهرود با معدنی درگیرند که تیشه به ریشه تاریخ و تمدن و هستی منطقه می زند. شاهرود در استان سمنان، یعنی یکی از کم آب ترین استان های کشور قرار گرفته است. تنها بخت واقبال این شهر و تنها پشتوانه تاریخ و تمدن 8 هزار ساله دشت شاهرود وبسطام، وجود کوهستان عظیم وسترگ شاهوار است که با 4 هزار متر ارتفاع، ذخیره گاه برف و سازنده وکانون آبساز شاهرود و بسطام است.»

او می افزاید:« متاسفانه چند سالی است که فعالیت معدن روباز وسیع و گسترده "بوکسیت"، این کوهستان عظیم وارزشمند را در معرض ویرانی و تخریب گسترده قرار داده است. برخلاف تمام معادنی که از چند روزن به درون کوه نفوذ می کنند و عمق را برداشت می کنند، این معدن روباز، سطح بسیار زیادی را تخریب می کند و تمام خاک قابل رستن را نابود کرده، پوشش گیاهی را از بین می برد و برای ما کانونی از ریزگرد و فلزات سنگین و آلاینده های خطرناک و نیز نابودی ذخیره گاه آب مان را بر جای خواهد گذاشت.»

ولیان در ادامه با اشاره به نتایج این معدنکاوی برای منطقه گفت:« شیب های تندی که وقتی پوشش گیاهی خود را از دست می دهد، برای شهرها و روستاهای اطراف و پایین دست، تنها سیلاب به ارمغان خواهد آورد و آب هایی که در آینده آلوده خواهد شد. مردم شاهرود تلاش بسیار زیادی را طی سالیان گذشته به انجام رسانده اند. این تلاش آنقدر همه گیر شده که در قدم های نهایی آن، امام جمعه شاهرود و بسطام، شورای شهر شاهرود و شورای بسطام، و همچنین نماینده شهرهای شاهرود و میامی  و فرماندار شهرستان به طور جدی وارد کار شدند و رسما و با صراحت مخالفت خود را با ادامه کار این معدن، اعلام کردند.»

این کنشگر محیط زیست از تلاش هایی می گوید که منجر به توقف معدنکاوی در "شاهوار" شد. او می گوید:« در تلاش های بسیار جدی و طولانی که انجام شد، بالاخره در سال 1398 حکم تعطیلی موقت این معدن صادر شده و مقرر شد دست کم تا زمانی که "شرکت بوکسیت تاش" به 14 تعهد زیست محیطی خود عمل نکند هیچ اجازه ای برای بازگشایی به او داده نشود و حتی پس از عمل به تعهدات نیز، ابتدا باید اقدامات آنها بررسی و سپس تصمیم گیری صورت پذیرد. اما حالا با وجودی که تمام کارشناسان زیربط و نهادهای مرتبط اعلام کرده اند که تاکنون "معدن بوکسیت تاش" هیچ یک از اقداماتی را که باید، انجام نداده؛ زمزمه هایی شنیده می شود که معدن کاوان به دنبال بازگشایی این معدن هستند.»



ولیان اما می گوید که این اقدام در حالی در حال رخ دادن است که یک شهرستان با این عظمت و جمعیت، تنها پشتوانه زندگی و حیات خودش را در معرض آسیب می بیند و اکثریت شهروندان و ساکنانش، مسوولان عالی رتبه اش و امام جمعه و نماینده ولی فقیه و همه دستگاه های زیربط، خواهان توقف فعالیت این معدن هستند.

یک نامه محرمانه از استان

دبیر تشکل‌های زیست‌ محیطی شاهرود در ادامه می گوید:« اخیرا شنیده ایم دستوراتی از جانب استان صادر شده  که بسیار پرسش برانگیز است. یکی از مقامات بلندپایه استان، نامه محرمانه ای به ادارات مربوطه، مثل اداره محیط زیست و منابع طبیعی و امور آب داده و آنها را از هر گونه دخالت در این موضوع، یعنی "فعالیت مجدد معدن تاش" و شاهوار منع کرده است. این یعنی چه؟ اگر این کار به این ادارات ارتباطی ندارد پس به چه ارگان هایی ارتباط دارد؟ اصلا ساختار وجودی این ادارات زیر سوال می رود؛ چرا آنها باید از انجام وظیفه خودشان منع شوند؟ واقعا ما نمی فهمیم آیا منافع مردم در این کشور ارزش واعتباری دارد یا فقط منافع رانت خواران مهم است و مبنای تصمیم گیری مسوولان دولتی.»

او افزود:« تناقض های آشکاری نیز در این پروژه وجود دارد؛ یک ملتی با همه مسوولان به صحنه آمده اند و مطالبه ای قانونی برای "نجات شاهوار" دارند. الان تنها فعالان محیط زیست نیستند که این خواسته را دارند؛ خانواده های شهدا، امام جمعه شهر و نماینده مجلس مان همه این درخواست را دارند که فعالیت معدن بوکسیت تاش به دلیل تخریب ها و پیامدهای متعدد از جمله کم آبی و ریزگرد و تخریب خاک و زیستگاه حیات وحش و هزار ویک معضل دیگر نباید دوباره از سر گرفته شود؛ اما متاسفانه به خواسته یک ملت دارد بی اعتنایی می شود.»

ولیان هشدار داد:« امیدوارم مسوولان کشور برای حل این موضوع، فکری کنند؛ چرا که این ها ضربه های جدی به کشور و نظام و از بین رفتن اعتماد عمومی به حاکمیت است. امیدوارم مسوولان تراز بالای کشور اجازه ندهند مسوولان استان و شهرستان که برخی هیچ ارزشی برای شهر و منطقه خود قائل نشده اند به سادگی و دور از چشم نهادهای نظارتی، قانون شکنی کرده و بحران های زیستی بیشتری را برای شاهرود و منطقه به بار بیاورند. مردم شاهرود هم قسم شده اند که با اتحاد خود، هرگز اجازه بازگشایی این معدن را ندهند و ما امیدواریم این مسوولان با درایت و عقلانیت، خودشان چنین مجوز نامبارکی را به معدن کاوان ندهند.»

مسوولان معدن بوکسیت چه گفتند؟

سعید بیات مختاری رئیس بهره برداری معادن تاش و گانو استان سمنان درپاسخ در برابر نقدها و اعتراض های اهالی و کنشگران شاهرود و بسطام و منطقه تاش و اطراف، چه توضیحی دارد گفت:« بنده از سال ۱۳۸۲ مشغول فعالیت در شرکت هستم و چند وقتی است برای جبران خسارت های گذشته اقداماتی را انجام داده ایم.»

او درباره این اقدامات گفت:« در خصوص ایجاد ریزگرد، در مقایسه با سایر معادن کشور به دلیل رطوبت موجود هوا در منطقه، بسیار ناچیز است و از حد استاندارد معدنکاری  پایین تر است. ضمن اینکه میزان گرد وغبار هر سه ماه یکبار توسط "شرکت نارگان زیست آزما" پایش می شود و تاکنون آلودگی از این حیث گزارش نشده است. به علاوه به دلیل حساسیت های ایجاد شده، تمامی طول مسیر جاده های معدن جهت جلوگیری از گرد و غبار از ماده ای بنام مالچ که از "مجتمع پتاس" واقع در خور و بیابانک تولید می شود و تثبیت کننده خاک و جلوگیری کننده از ایجاد گرد و غبار است استفاده می شود که خوشبختانه در گرم ترین روزهای سال هم که جاده ها خشک هستند از ایجاد گرد و غبار جلوگیری می کند. در خود روستای "تاش" هم شرکت، جهت جلوگیری از گرد وغبار با هزینه خود نسبت به این موضوع هرساله اقدامات لازم را انجام می دهد.»

بیات مختاری درباره آلودگی منابع آب گفت:« با اقداماتی که توسط مراجع علمی داخل کشور مانند "دانشگاه صنعتی شاهرود" و "دانشگاه شیراز" و نیز منابع خارجی مانند کشورهای کانادا استرالیا و آلمان جهت نمونه گیری و آزمایش آب انجام شده بحمدالله معدنکاری در منطقه تاش هیچ اثری بر کیفیت و کمیت آب های زیرزمینی و سطحی منطقه ندارد و رفع نگرانی از این موضوع باعث شده سرمایه گذاری در خصوص احداث کارخانه آب معدنی و استخرهای پرورش ماهی در پایین دست معدن صورت پذیرد. نکته دیگر که مطرح شده بحث آسیب رساندن ما به کوه شاهوار است. با توجه به اینکه محدوده معدن تحت نظارت اداره کل منابع طبیعی شاخص گذاری شده، فاصله ای در حدود هزار متر افقی، بین شاخص های معدن تا قله کوه شاهوار است؛ ضمن اینکه دره بزرگی که روان آب "چشمه خرسی" از آن می گذرد فاصله معدن تا کوه شاهوار را نمایان می سازد. عزیزانی که جدیدا از معدن بازدید کرده اند یا صعود به قله داشته اند مطمئنا شاخص های زرد رنگ که حدود و قصور معدن را مشخص می کند را دیده اند که موید این موضوع است.»

او افزود:« لازم به ذکر است در آخرین مورد نمونه گیری آب، که با حضور نماینده  محترم دادگستری شهرستان و نماینده محترم محیط زیست شهرستان صورت پذیرفت آنالیز نمونه ها در آزمایشگاهی که به انتخاب خود دادگستری صورت گرفته عدم آلودگی آب را تایید کرده و اسناد آن نیز موجود است. نکته دیگر اینکه طی بررسی ها و پژوهش های صورت گرفته توسط دانشگاه صنعتی شاهرود، منشا آب های دایمی در این منطقه کوه های "یزدکی" در شمال منطقه معدنی (خارج از محدوده معدنی) است. نکته آخر در این خصوص که شاید برای شفاف سازی اذهان عمومی و ایجاد آرامش در آنها موثر باشد اینکه باز هم با بررسی های انجام شده توسط مجامع معتبر علمی کشور در زمینه آب، حوضه آبریز کوه شاهوار بالغ بر یکصدهزا هکتار است که از روستای ابرسج تا روستای نکارمن را در بر می گیرد. حال با توجه به اینکه محدوده معدنکاری در معدن بوکسیت تاش، دویست و ده هکتار است با تقسیم این اعداد به این نکته مهم می رسیم که محدوده معدنکاری بر حوضه آبریز، هیچ گونه تاثیری ندارد.»

رئیس بهره برداری معادن تاش و گانو استان سمنان درباره از بین رفتن پوشش گیاهی مناطقی از معدن که کار استخراج در آن تمام شده نیز به اسکان گفت که این کار به اداره منابع طبیعی سپرده شده تا با مشارکت و هزینه معدن، پوشش گیاهی حتی بیش از قبل احیا و به حالت اولیه برگردانده شود که در حال حاضر پیمانکار مربوطه "شرکت پایدار کار مهدی شهر" انتخاب شده و در حال انجام موضوعات مربوط به پیمان است.

بیات مختاری در پاسخ به انتقادها در خصوص بحث سیلابی شدن اراضی در اثر فعالیت های معدنکاوی گفت:« با مطالعات انجام شده توسط دو گروه از مشاورین آب زبده کشور تحت نظارت "اداره کل آب منطقه ای استان» و با مشارکت "دانشگاه صنعتی شاهرود"، احداث بندهای سنگ و ملاتی و سایر اقدامات پیشگیرانه در حال انجام است و همان طور که در بالا ذکر شد پیمانکار مربوطه در حال احداث این سازه ها است. از طرفی به دلیل اینکه منطقه معدن در ارتفاع قرار دارد بارش به صورت برف است و احتمال تشکیل سیلاب بسیار ناچیز است و بررسی سیلاب های طی صد سال گذشته این موضوع را تایید می کند.»

او درباره نقدهایی که به در خطر قرار گرفتن حیات وحش منطقه در اثر معدنکاوی ابراز شده است نیز گفت:« به اطلاع می رساند تمامی گونه های جانوری موجود در صحت و سلامت، تحت حفاظت شرکت به صورت شبانه روزی قرار دارند و انتظامات شرکت به صورت شبانه روز در حال گشت زنی در معدن و راه های ارتباطی آن است. معدن در موضوع ورود و خروج افراد در محدوده معدنی با حساسیت و دقت فوق العاده ای برخورد می کند و نتیجه آن هم طبق نظر  کارشناسان این شده که سن حیات وحش محدوده معدن، حدود شش یا هفت سال است که برابر با مدت زمان فعالیت معدن است و افزایش تعداد گله ها که در سال های اخیر شاهد آن هستیم نیز نشان از امنیت خاطر این حیوانات که نعمت خدادادی و با ارزشی هستند دارد. معدن هر ساله در فصول سرد سال نسبت به تامین علوفه این حیوانات اقدام  می کند و مجموعه معدن بوکسیت تاش همه تلاش خود را در حفظ و حراست این گونه های جانوری انجام می دهد.»

رئیس بهره برداری معادن تاش و گانو استان سمنان افزود:« با ملزم شدن شرکت آلومینا به انعقاد قرارداد با "دانشگاه صنعتی شاهرود" در خصوص بحث مدیریت پایش محیط زیستی معدن، تحت نظارت اداره کل حفاطت محیط زیست استان سمنان، هر هفته از آب های موجود در محدوده و خارج محدوده معدن نمونه گیری می شود و نتایج اولین پایش معدن و عدم آلودگی آب نیز به مراجع ذی صلاح ارسال شده است. لازم به ذکر است با عنایت به تعطیلی معدن در حال حاضر پایش ها فقط بر مبحث آب متمرکز شده و طبیعی است با شروع به کار معدن و هم چنین رویش گیاهان و ... گونه ای محلی از درخت "اورس" با کمک جناب آقای مهندس خوشنویس تهیه شده که از هزار اصله آن، حدود ششصد اصله با درج مشخصات به روی تابلوهای مربوطه کاشته شده و مطابق زمان بندی اعلام شده از سوی ایشان آبیاری و نگهداری می شود‌. "شرکت نارگان زیست ازما" هر فصل معدن را از لحاط آب، گرد وغبار، آلودگی صوتی و... پایش می کند.
                                               
به گفته آگاهان و بر اساس اسناد رسمی، "معدن بوکسیت تاش وسیاه رودبار" در نظر دارد نزدیک به 4 میلیون مترمربع از وسعت شاهوار را معدن کاوی کند. "سیاه رودبار" در استان گلستان بخشی از جنگل ابر است؛ این، یعنی پروژه معدنکاوی، از تاش شروع شده و قرار است تمام پهنه های البرز را تا گلستان، عاری از درختان جنگلی چندمیلیون ساله و باستانی کند و به جای آن نهال های کوچک نیم تا یک متری بکارد که معلوم نیست چند درصد آنها به درخت و جنگل تبدیل شوند.

آنچه که بر جا می ماند سرزمینی خشک، ویران و تهی است. منبع آب منطقه از بین می رود و اندک آبی هم که به آنجا خواهد رسید آلوده به فلزات سنگین وعناصر نامطلوب و مرگبار خواهد بود و کوهی که امروز برای سمنان و شاهرود و بسطام، هوای خوب می سازد، منبع ریزگرد خواهد شد. آیا با یک هزینه –فایده ساده نمی توان به جواب رسید که ایجاد شغل و فعالیت های اقتصادی در منطقه، به قیمت از دست رفتن زندگی در دشت بسطام وشاهرود اساسا نه صرفه اقتصادی دارد و نه عقلی و علمی؟!

گونه ممنوع القطع ارس که از درختان بسیار ارزشمند در جذب آب و پیشگیری از جاری شدن سیل است همان "سرو کوهی" است که در مناطق کوهستانی می روید. این درخت در برابر ناملایمات ویژه در کوهستان های شرق کشور به صورت عمومی و متراکم یافت می شود و توانایی ویژه ای  در مقابله با سیلاب ها دارد.

کارشناسان می گویند ارتفاعات نقاطی هستند که نخستین رواناب های سطحی در آنها جاری می شود و این درختان دیرزیست و کهنسال ارس هستند که اولین قدم ها را برای جلوگیری از جاری شدن و حرکت آب برمی دارند. همچنین درختان اورس، در دامنه های کوهستانی با قدرت مقابل حرکت برف و بهمن را می گیرد و اگر این گیاه در ارتفاعات نباشد سیلاب ها به سرعت جاری شده به سمت پایین دست حرکت می کنند.

ایران، فقیر از نظر جنگل

بر اساس داده های رسمی، سرانه جنگل در جهان ۸/۰ هکتار و در ایران ۲/۰ هکتار است. بر این اساس ایران یکی از کشورهایی است که از لحاظ منابع جنگلی بسیار فقیر است. حال اگر به این داده ها، آمار فرسایش خاک، کاهش بارندگی های متعادل و افزایش سیل و سیلاب هنگام ریزش های جوی ناگهانی و غیرمتعارف را اضافه کنیم به اهمیت جنگل ها برای حفظ تعادل اکوسیستمی در ایران و حیات شهروندان ایرانی پی خواهیم برد و با هیچ هدفی، شتابزده و غیرعلمی عمل نخواهیم کرد؛ مخصوصا جنگل های اورس که رشدی بسیار کُند داشته و چند صد سال طول می کشد تا درختی قد بکشد و سایه دار شود.

ادامه معدنکاوی با هدف "اشتغال" راهی است که سال هاست عوارض آن دامن تمام زمین، خصوصا ایران را گرفته است. از جنگل های تیغ خورده هیرکانی شمال تا جنگل های دود شده زاگرس در غرب و جنوب، هر یک به نوعی، قربانی شعار "ایجاد اشتغال" شده اند.

مردمان شمال ایران، هنوز "طرح های بهره برداری از جنگل" را که به بهانه و با عنوان "ایجاد اشتغال" و "سودآوری ملی" و "ایجاد ارزش افزوده"، به مدت نیم قرن، بخش های بزرگی از جنگل های هیرکانی شمال کشور را بلعید و صدها برابر ارزش افزوده را که بخش عمده اش به جیب شرکت های چوب و نئوپان و پیمانکاران چوب رفت، از بودجه عمومی برای خسارت سیل های مرگ آسای اواخر دهه 70 تا امروز، هزینه کرد، فراموش نکرده اند. اگر قرار است از تاریخ و رویدادهای آن درس نگیریم ناگزیریم آنرا بارها تکرار کنیم و هر روز بیش از پیش دچار ابربحران های زیستی در جای جای کشور باشیم.

 

منبع: اسکان نیوز

افزودن دیدگاه

دیدگاه ها