پنج شنبه، 06 اردیبهشت 97 ساعت 08:30 ق.ظ / Thu, 2018 April 26
به افق ساری
اذان صبح: 03:38
طلوع خورشید: 05:10
اذان ظهر: 11:56
غروب خورشید: 18:41
اذان مغرب: 19:01

- عمومی - السلام علیک ای بابا. خوب هستی؟ تو را ملالی نیست؟ من که خوبم !!! خیالتان راحت!!! حال و روز فراقمان عالی ست!!!

تبلیغات

السلام علیک ای بابا. خوب هستی؟ تو را ملالی نیست؟ من که خوبم !!! خیالتان راحت!!! حال و روز فراقمان عالی ست!!!

تاریخ 11 فروردین 1397 ساعت 00:25:52
کد خبر: 033478
روز پدر با یاد تمام پدران آسمانی مبارک باد.پدرانی که در هم آغوشی تانک و گلوله و خمپاره کبوتر شدند ، اما هر شب بر بام خانه هاشان ، و یا پشت پنجره ی اتاق دخترانشان مینشینند و تا صبح برایشان لالایی میخوانند.این روزها بام خیلی از خانه ها فرودگاه کبوتران سفیدِ شهید است.مراقب باشیم با سنگهای قدر نشناسی نپرانیمشان......تقدیم به حس و حال دختران شهدا در نوروز ۹۷ و در استانه ی روز پدر. ******

السلام علیک ای بابا.
خوب هستی؟ تو را ملالی نیست؟
من که خوبم !!! خیالتان راحت!!!
حال و روز فراقمان عالی ست!!!

همه چی خوب و زندگی خوشرنگ!!!
مردم شیشه ای رفیقِ سنگ!!!
همه هستند و نیست یک دلتنگ!!!!
راستی ، پس چرا تو رفتی جنگ؟؟؟؟!!!!

حال مردم که خوش تر از خوب است!!!
گندم و نانشان که مرغوب است!!!
ای پدر نیستی ببینی که....
هرچه فعل حرام ، منکوب است!!!

السلام علیک ای بابا
خوبِ خوبی پدر؟ ز من راضی؟؟
من که دلتنگ نیستم ؟! هستم؟!
غرق درس و کتابم و بازی!!!

جان بابا دوباره عید آمد
باز تب کردم و چخان گفتم!
هرچه از دوری شما دیدم
چشم بستم و عکسِ آن گفتم

جانِ بابا ببخش که گاهی
از زمین باد سرد می آید
گریه از من امان نمیخواهد
قلبت از من به درد می آید؟؟؟

خوب، باشد، دوباره تعطیل است
حس دلتنگی ام برای شما.....
جانِ بابا ، فقط شما خوش باش
درد و دلهای من ، بماند تا......

سی و هفت عید را بی تو
نَه ، نَه ، که با تو سر کردیم
هفت سینِ بهار را چیدیم
با سلامی که به پدر کردیم...

جانِ بابا ، اجازه دارم تا
درد و دل نَه، کمی بهانه کنم؟؟
زلف هایم هنوز منتظرند
تا بگویی : بیا که شانه کنم.

من ز دستی که نیست ،اما ، هست
روی موهام میکنم احساس
گاه گاهی در اوج دلتنگی
خانه پر میشود ز عطر یاس

السلام علیک ای بابا
دخترت بی قرارِ دیدار است
یا رقیه ، بیا ضمانت کن
که زمانِ وصال با یار است.

السلام علیک ای بابا
بیت هایم ز عطر تو گل کرد
آمدی؟؟!! جان من فدای تو باد
دفتر شعرِ من توسل کرد

چه تو باشی کنار سفره ی عید
چه نباشی ، که من نمی بینم ...
تو همانی که سالها از تو..
میوه های امید می چینم...

باز هم با تو میشود تحویل
سالِ یک هزار و سیصد و اندی....
عیدی من زلالِ لبخندت...
ای پدر جرعه ای نمی خندی؟؟

* * دکتر آرزو ولیپور*
فرزند شهید_ مدیرکل کتابخانه های مازندران

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نام و نام خانوادگی، ایمیل و وب‌سایت اختیاری می‌باشد.